1. سلسله مراتب علوم
1.1. عمومیت و پیچدگی
1.1.1. عمومیت : هر چقدر که عمومیت و سادگی علمی بیشتر باشد زود تر به مرحله اثباتی میرسد و زود تر می توان قانون و قواعدش را کشف کرد پیچیدگی: جامعه شناسی از علوم قبلی خود کامل تر و پیچیده تر است، هرچقدر پیچیدگی بیشتر باشد دیر ترمیتوان آن قواعد و قوانین را کشف کرد
1.2. وابستگی علوم به همدیگر
2. قانون ۳ مرحله ایی/پیشرفت بشر
2.1. مرحله دوم: مابعدطبیعی به جای خدایان به امور انتزاعی و خیالی میپردازند و سحر و جادوگری رونق دارد و تبیین هرچیزیبرحسب نیرو های ماورایی (ماورای طبیعت)و اسرار آمیز
2.1.1. سلطه سیاسی و زمان: کشیشان و حقوقدان ها(از ۱۳۰۰تا۱۸۰۰میلادی)
2.2. مرحله سوم: اثباتی ورود به مرحله مدرنیته و علم گرایی و تاکید بر علوم تجربی و سعی در کشف قوانین اجتماعی و طبیعی با استفاده از روش تجربی دوری از امور انتزاعی
2.2.1. سلطه سیاسی و زمان: دانشمندان و مدیران صنعتی(از ۱۸۰۰میلادی به بعد)
2.3. دوران متناوب ارگانیک و بحران
2.3.1. ارگانیک: توازن و هماهنگی در جامعه وجود دارد و استواری فکری پایدار است بحران: عدم توازن و هماهنگی بخش های مختلف جامعه و بی توجهی به سنت ها و کنار گذاشتن باور های کهن
2.4. قانون ۳مرحله ای به شدت ذهنگرا و ایده آلیستی است
2.5. از دل مراحل پیشین خود می آید و امکان برگشت به مرحله قبل نیست
3. هدف و درون مایه های فکری
3.1. دو ستون بنیادی : ایستایی و پویایی اجتماعی
3.1.1. پویایی اجتماعی: پویایی یعنی توصیف مراحل ضروری جوامع بشری است، مفهوم پیشرفت و تغییر را در خود جای میدهد و تحول اجتماعی را به همراه دارد که کنت بیشتر متمایل به پویایی جامعه بود و معتقد بود باعث پیشرفت جامعه میشود.
3.1.2. ایستایی اجتماعی : مفهوم نظم یع و حفظ ساختار جامعه را در خود جای میدهد که نظم به معنای هماهنگی پایدار میان شرایط موجود اجتماعی است و به ساختار ها و عناصر ثابت جامعه توجه میکند
3.2. هدف کنت: آفرینش یک علم طبیعی بوده که بتواند تحول گذشته بشر و آینده پیش رویش را پیش بینی و تبیین کند
3.3. همانطور که در علوم طبیعی قواعد و قوانینی وجود دارد، جهان اجتماعی هم داراست و باید آنها را کشف کرد توسط روش علمی
3.4. علوم اجتماعی هم در کارکردهایش و هم در روش باید از علوم طبیعی الگو بگیرند
3.5. ابتدا علم خود را، "فیزیک اجتماعی "نامید و بعد به" جامعه شناسی "تغییر داد
3.6. دیدگاه تک خطی نسبت به پیشرفت و تحول جوامع بشری داشت
4. هر علم به علوم قبلی خود وابسته است و هر چقدر علوم به هم نزدیک تر باشد، وابستگی بیشتر است
5. مرحله اول: ربانی این مرحله ابتدایی بشر است و معتقد به این هستند که خدایان سازنده جهان طبیعی و اجتماعی هستند و برای هر امور غیرقابل درکی بشر تبیین دینی و فراطبیعی میکند ابت پرستی و چند خدایی و یگانه پرستی را شامل میشود
5.1. سلطه سیاسی و زمان: کاهنان و نهاد های نظامی(ابتدا تا ۱۳۰۰میلادی)
6. روش تحقیق کنت
6.1. شباهت روشی علوم طبیعی و انسانی
6.1.1. آزمایشگری: با استفاده از نمونه ها و متغیر های موجود آزمایش انجام و کنترل میشود که در علوم انسانی کمتر کاربرد دارد،به دلیل متغیر های گوناگون و نبود امکانکنترل پایدار
6.1.2. مشاهده: جست و جوی با قاعده واقعیت ها و پدیده ها مشاهده علمی باید صورت بگیرد، به این معنا که با استفاده و کمک نظریه ها میشود فهمید به کدام واقعیت ها نگاه کنیم
6.1.3. مقایسه: (اهمیت کلیدی در جامعه شناسی) جوانع بشری را همزمان میتوان در بخش های مختلف جهان مقایسه کرد و سنجش انجامبگیرد و کاربرد جهان شمولی دارد، از حالت مطلق گرایی خارجمیشود و آن را نفی میکند
6.2. تفاوت روش تحقیق کنت
6.2.1. روش تاریخی کنت: مهم ترین ابزار علمی در جامعه شناسی است که معتقد بود سیر و رشد تکاملی بشر را میتوان در برهه های زمانی از گذشته تا به الان و آینده را بررسیکرد و تحولاتی که در آن اتفاق افتاده را بررسی کرد
6.2.1.1. کنت: بر روش تاریخی خود تاکید میکرد
7. تاثیرپذیری فکری
7.1. آشنایی با افراد برجسته
7.1.1. سن سیمون: چهره برجسته عصر روشنگری،اعتقاد بر این داشت ساختار عالم توسطنیوتن کشف شد پس قوانین و ساختار جامعه را هم میتوان کشف کرد افراد دیگر:کانت،هگل،هابز و...
7.2. دو رخداد مهم
7.2.1. ۱:ورود به مدرسه پلی تکنیک و شرکت در شلوعی های مدرسه ۲:آشنایی با سن سیمون ومنشیگریی نزد وی